تبليغاتX
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟
هو

سلام

ایام عزای انتهای ایام عزا را اولا به مولایمان صاحب الزمان و بعد به باقی مسلمین تسلیت میگویم.

چه شروعی دارد آن محرم و چه پایانی دارد این صفر...که اگر نبود تنها گذاشتن های امت دردانه ی خلقت، رسول اکرم، حجت خدا را، نه آنچنان شروع می کردیم و نه اینچنان تمام...

در حدیثی از رسول مکرم اسلام خواندم که "و اما الحسن...فله هیبتي و سؤددی..." (و اما حسن...پس او هیبت و آقایی مرا دارد...). و چه زیبا این شباهت در 28 صفر سال 50 هجری به اثبات رسید...شهادت سبط اکبر در روز شهادت جد بزرگوارشان...و هر دو مظلومانه...که تا آن زمان که امت، حجت خدا را در نیابند اینگونه رقم خواهد خورد که سروران عالم در مظلومیت زندگی کنند و در مظلومیت کشته شوند...

شاید به نظر خیلی ها حضرت رسول صلوة الله علیه نه مظلوم زندگی کردند و نه مظلوم از دنیا رفتند...آری...همینطور به نظر خواهد رسید وقتی رحلت بنامیم رفتنشان را...ولی کاش حداقل کمی بیشتر زندگیشان را مرور کنیم...

بماند آزاری که ایشان دیده اند در دوران قبل از حکومت، هیچ یک از پیامبران پیشین ندیدند... اما حتی بعد از حکومت نیز ایشان در امان نبودند از آزار دشمنان و کارشکنی های دوستان! نمونه ی بارزش ماجرای غدیر که خدا خودش بهتر می داند چرا به دردانه اش گفت " تو تبلیغ کن، خدا تو را از مردم در امان می دارد..."؟! و 2 ماه و نیم بعد در 28 صفر، به دست پیرزنی یهودی کشته می شوند غافل از اینکه آن حجتی را که یهود نمی خواست بر مردم تمام شود، به مردم ابلاغ کرده بودند... و آنها کمی دیر رسیده بودند مثل ماجرای کشتن پدر پیامبر و کشتن خود پیامبر و ...

و کجا مظلومیت از این بیشتر که شهادتشان را رحلت بنامیم؟ ندانسته که اگر دیر رسیدند ید طولایی دارند در تحریف!

 

و 49 سال بعد آقایی که آقایی و هیبتش را به یادگار از پدربزرگ خود داشت، در همان روز کشته شد، به دست آن نا محرم ترین محرم...

زندگی ایشان را هم که مرور کنیم مظلومیت و تنهایی را در اوج خود می یابیم...که امت پشتش را خالی کردند و امامی که آماده جهاد بود را مجبور به آن صلحنامه ی به اصطلاح برد-برد کردند، و بعد خودشان که به آقا می رسیدند می گفتند "السلام علیک یا مذل المؤمنین"...ای زبانتان لال شود که تلخی و تندی این کلام بعد از 1400 سال، دل می سوزاند...آه دل می سوزاند...

کاش ما نباشیم از کسانی که اگر در آن شرایط بودند همان کارها را می کردند... و دریابیم مولایمان را...

 

 

 

پیشاپیش شهادت امام رضا علیه السلام را، که حرمش نقطه ی ثقل ایران است، تسلیت می گویم...

 

التماس دعا- یاحق

 

 

پ.ن: در این ایام کنکور دعایمان کنید...(می دانم که پ.ن بی ربطی بود!)

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در یکشنبه دوم بهمن 1390 و ساعت 15:12 |

سلام...

تا چند وقت پیش معمولا هر جوکی به سمع یا نظر(SMS) ما می رسید در مورد ترک ها بود، در حدی هم رایج که من با وجود اینکه خودم از طرف پدر ترکم، می گفتم و متأسفانه برای تقریبا همه عادی بود...هر چند از نظر شرعی مسخره کردن اصلا درست نیست و اکثر جوک ها هم که می گیم یه روز یه ترکه فلان، مشمولش میشه...

اما توی یه مدت حدود یکی دو ماه دارم هی جوک های از نوع مسخره کردن سادگی لر ها می شنوم.این بار خیلی ناراحت و مشکوک شدم، نه به دلیل اینکه از مادر یه لریت خفیفی دارم(!)، بلکه بخاطر اینکه احساس کردم عمدا یا سهوا(که از نظر من عمدیه) داره اختلاف ایجاد میشه بین نژاد های ایران...توی این مدت 4 تا اس ام اس جوک لری یا بم رسیده یا شنیدم که حتی توی یکیشون با تکنیک جنگی امام حسین هم شوخی شده بود!!!

اینکه می گم به نظرم عمدیه به این دلیله که دشمن اصلا بدش نمیاد از تجزیه ی ایران به کشور های مستقل و نژادی! و اصلا بدش نمیاد از تجزیه ی مسلمان ها به صورت عرب و عجم و ...قبلا برای یکی که توی کامنت ها اومده بود هی می گفت عرب اخه و چخه، ایرانی به به و چهچهه، گفتم که عرب عرب کردن شما مثل عجم عجم کردن عربای جاهلی می مونه و از این نظر هیچ فرقی نداره که تو دین و کلام خدا رو بذاری کنار و بگی منم و نژادم!

خواهش می کنم بیاید حتی اگر به طرفی که برامون چنین جوکای نژادی میفرسته یا تعریف می کنه اعتراضی نمی کنیم (که حتی الامکان باید بگیم بشون) حداقل خودمون برای کسی نه تعریف کنیم نه بفرستیم.

التماس دعا-یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه سوم دی 1390 و ساعت 11:17 |

 

بسمه تعالی

 عزادار عزیز سلام...

امیدوارم عزاداری شما مقبول حق واقع شده باشد. این مطلب وقت زیادی از شما نمی گیرد؛  از اینکه به آن توجه می کنید متشکرم.

همچنان که شیعه اعتقاد دارد، امام زمان (عج) ، بخصوص در زمان عزاداری های آل الله، نظاره گر شیعیانشان هستند؛ و حتما این را تا به حال زیاد شنیده اید که امام زمان در مجلس روضه ی عمویشان شرکت می کنند. حال از شما تقاضا دارم صحنه ای را تصور کنید که ایشان در مجلس نشسته اند و شما می خواهید در حضورشان برای جدشان عزاداری کنید. چگونه در مقابل ایشان این کار مقدس را به پایان می رسانید؟! مطمئنا سعی می کنید طوری عزاداری کنید که بی احترامی نشود و شاید خیلی جملات را در پرده بگویید یا اصلا نگویید، چون آل الله و ذکرشان حرمت بسیاری دارد. مطمئنا جلوی آقا به سر و سینه می زنید و گریه می کنید اما... آیا این چنین که چند سالی است مرسوم شده عزاداری خواهید کرد؟ آیا نام سالار شهیدان را بدون هیچ لقبی و حتی به صورت ناقص پشت سر هم تکرار می کنید؟ که وقتی اکو هم به آن اضافه شود شبیه آهنگ های تند می شود، بخصوص آنکه کسی هم روی آن نوحه های آهنگین بخواند. آیا از ریتم ترانه ها و موسیقی فیلم ها استفاده خواهید کرد برای خواندن نوحه؟ ! و حتی از جملاتی شبیه جملات ترانه های مبتذل؟! آیا مثل بعضی ها بالا و پائین می پرید یا قلاده به گردن می بندید؟! آیا صحنه هایی مثل لحظه ی شهادت جدشان را بی پرده و دائم تکرار می کنید؟ آیا نعوذ بالله جدشان را با حیوانی که می خواهند ذبح کنند مقایسه می کنید؟! آیا از روایات و مقاتل ضعیف استفاده می کنید برای گریاندن؟!حتی خیلی از سادات از شنیدن چنین چیزهایی ناراحت می شوند، چه برسد به امام زمان!!! چرا باید برای گریاندن از هر چیزی استفاده کنیم؟ چرا باید طوری عزاداری کنیم که رویمان نشود جلوی امام زمانمان همان طور باشیم؟!

عزادار عزیز، چه خوب است هنگام عزاداری به این فکر کنیم که همان هایی که چنین به عزاداری سفارش کرده اند، راضی به رفتار های دور از شأن شیعیانشان نیستند. و مطمئن باشیم از این که چنین تغییراتی در روند عزاداری ها ی شیعیان، از نقشه های دشمنان اسلام است برای از بین بردن فهم عاشورایی شیعه، چنان که « شور بدون شعور» ضربه های مهلکی می زند به دینی که امام حسین علیه السلام برایش قیام کردند.

پس بیایید در این برهه ی حساس، ناهی از منکری باشیم که عزاداران شهید «امر به معروف و نهی از منکر» دچارش شده اند...

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه سوم دی 1390 و ساعت 11:14 |

یا هو

پایبند بودن به رسوم ملی خوبه، اما بعد از اسلام...

.......................................

          یک ثانیه از عمر همین یک شب یلداست             باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم

          دو قرن ز عمــر پسر فاطمه طی شد                 یک شب نشد از هجر ظهورش بنشینیم

........................................

          در نای خشک مرثیه خوان، نا نمانده است              طفلی برای زینب کبری نمانده است

          باید به جای حافظ و سعدی لهوف خواند                   دیگر برای ما شب یلدا نمانده است

شام قزیبان امام سجاد علیه السلام تسلیت باد.

التماس دعا-یاحق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 22:31 |

هو

سلام

فرا رسیدن ایام عزای امام حسین علیه السلام رو تسلیت میگم...

امسال انشا الله سالیه که مسلمانان بیدار شدند و این همون چیزی است که امام حسین علیه السلام 1400 سال پیش  بخاطرش قیام کردند(حفظ اسلام) همونطور که خودشون فرمودند:

و علی الاسلام السلام اذا قد بلیت الامة براع مثل یزید

باید فاتحه ی اسلام را خواند وقتی امت به زمامداری مثل یزید امتحان شوند

و الأن که امت اسلامی بیدار شده اند و فهمیده اند که لیاقت مسلمین خیلی بیشتر از این زمامداران کافره، باید بسیار شکر گزار و دعاگو بود و ما هم باید هرطور که می تونیم یاریشون کنیم... امیدوارم هرچه میگذره فهم عاشورایی بین مسلمین بیشتر و بیشتر بشه.

چند وقت پیش آیات سوره ی صف رو می خوندم که دیدم بسیار میشه آیات رو به شرایط الآن مسلمین مربوط دونست! و تصمیم گرفتم بذارم توی وبلاگ...

یه مدتیه که از عربستان یه صداهایی اومده بود و خیلی برام جالب بود،چون از هر جایی انتظار قیام می رفت جز عربستان، چون یه عده شون که امثال حاکمانند و بقیه هم در استضعاف هستند، شیعیانشون هم یا نمی تونن ابراز کنن یا معمولا اگر تابلو باشند بسیار فقیرند...

تا اینکه دیشب توی اخبار گفت در شرق عربستان مردم با پرچم عزاداری امام حسین ریختن بیرون...!!!!!!

الله اکبر...به عمق فاجعه پی بردین؟گریه ام در اومده بود...

امیدوارم تمام اون هایی که در این برهه ی زمانی خاص دارن در راه خدا جهاد می کنند، اعم از شیعه و سنی، استقامت کنند تا مشمول یاری خداوند کریم بشند...

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

إنّ الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفّاً کأنّهم بنیان مرصوص(4)...

همانا خداوند کسانی را که در راه او صف کشیده جنگ می کنند گوئی که بنایی فولادینند(4)

یریدون لیطفئوا نورالله بأفواههم والله متمّ نوره و لو کره

(دشمنان) می خواهند که نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند، و خدا کامل کننده ی نور خود است

 المشرکون(9) یا أیها الذین آمنوا هل أدلکم علی تجارة تنجیکم من

 هرچند اگر مشرکین ناخوش دارند(9)ای مومنین آیا می خواهید شما را به معامله ای که از عذابی دردناک

عذاب الیم(10)تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله

نجاتان می دهد هدایت کنم؟(10) به خدا و رسولش ایمان بیاورید و در راه خدا با اموال و جان هایتان

 بأموالکم و أنفسکم ذلکم خیر لکم إن کنتم تعلمون(11)یغفر لکم

مجاهده کنید، که اگر بدانید این برای شما بهتر است(11) تا بر شما گناهانتان را ببخشد و  وارد بهشتهایی

 ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الأنهار و مساکن طیبة فی

 کند که از زیر درختانش نهر ها جاری است و سراهای دلنشینی در بهش های جاودان،این کامیابی بزرگ

  جنات عدن ذلک الفوز العظیم(12) و أخری تحبونها نصرٌ من الله و

 است(12) و دیگر نعمتی که دوستش دارید نصرتی از جانب خدا و فتحی نزدیک است، و مؤمنین را بشارت

  فتح قریب و بشّر المؤمنین(13)یا أیها الذین آمنوا کونوا انصارالله کما

 بده(13)ای مؤمنین یاران خدا باشید همانطور که عیسی ابن مریم به حواریون گفت یاران من به سوی خدا

 قال عیسی ابن مریم للحواریّین من أنصاری الی الله قال الحواریّون

 چه کسانی هستند؟حواریون گفتند ما یاران خداییم. پس عده ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و عده ای

 نحن انصار الله فآمنت طائفة من بی إسائیل و کفرت طائفة فأیّدنا

 دیگرکفر ورزیدند،پس ما کسانی را که ایمان آوردند در برابر دشمنانشان یاری دادیم

 الذین آمنوا علی عدوّهم فأصبحوا ظاهرین(14)

تا پیروز شدند(14)

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در یکشنبه ششم آذر 1390 و ساعت 9:19 |
هو

سلام

 بماند که خود پدیده ی مرگ چیز جالبیه، یه وقتایی مرگ یه آدمایی به دین ضربه وارد می کنه مثل علما ، اما مرگ بعضی  ها فقط فایده است و بس! مثل قذافی!

قذافیتون مبارک! 

به امید پیروزی کامل حق بر باطل، و لو کره الکافرون، و لو کره المشرکون...

 التماس دعا-یاحق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در جمعه بیست و نهم مهر 1390 و ساعت 21:59 |

هو

سلام

مدت زیادی بود که ننوشته بودم.نه وقت داشتم، نه حوصله، نه اینترنت پر سرعت؛ البته الآن هم این 3 تا 100% حاصل نشدن بخصوص آخری، اما اگه الان هم ننویسم احتمال ترکیدگی وجود داره، به همین دلیل می نویسم...!

جاتون خالی ،ان شاء الله قسمتتون بشه، مشرف شده بودیم به عراق، بلد الائمه...

الان نه می تونم و نه قصد دارم سفر نامه بنویسم- که ان شاء الله در آینده ی نزدیک شاید بخش هایی از سفرنامه و عکس هام رو گذاشتم- اما می خوام چند تا چیزی که خیلی توجهم رو به خودشون جلب کرده بنویسم.

عرب های عراق، زمین تا زیر زمین(!) با عرب های عربستان فرق دارن. از نوع گویش عربی شون بگیر تا ریز ریز رفتاراشون با عجم ها! کسانی که هر دوجا رو رفتن بهتر می فهن حرفم رو. که البته به نظر من بستگی به اعتقادات هم داره.مثلا محله ی شیعیان مدینه رو  اصلا جزء عربستان به حساب نمیارم من. البته اینکه میگم اعتقادات مسلما منظورم وهابیته نه تسنن! و به نظرم وهابیت به شدت و به حدت حتی روی اخلاق ها هم تاثیر گذاشته. نمونه اش اینکه وقتی توی عربستان گریه می کنی یه جوری نگات می کنن که انگار دیوونه ای یا گم شدی و از این قبیل مشکلات...اما عراق اصلا اینطور نیست و گاهی خودشون رو می بینی که از ایرانی ها که اشکشون در مشکشونه بیشتر گریه می کنن.

من اینجا بخوام هم نمی تونم ریشه یابی کنم این تفاوت ها رو، صرفا می خوام بیان کنم.

در کل به نظرم عراقی ها خیلی احساساتی تر از عربستانی ها هستن و البته تند مزاج تر! صداهای خیلی بلندی دارن و خیلی تندتند حرف میزنن و گاهی هم تند(خشن) حرف می زنن در حالی که شاید برای خودشون عادی باشه این حالت ها!

چند مرتبه برای ما و دوستان پیش اومد که ازشون آدرس پرسیدیم و طرف کلی باهامون راه اومده تا نشونمون بده.و این خیلی برای من جالب بود که ولمون نمی کردن گم بشیم.

توی حرم از ایرانی ها مودب تر می بینیشون.البته شاید توی حیاط دراز بکشن ولی ندیدم مثل ایرانی ها توی حرم و جلوی ضریح امام حسی فحش بدن! شاید باورتون نشه، داشتم توی حرم امام حسین نماز می خوندم (تف به ریا!)که شنیدم یه خانم ایرانی داد زد و گفت...(یه فحش 2 حرفیه که روم نمیشه بگم!)... باور کنید اگر سر نماز نبودم می رفتم خرخره ی خانمه رو می جویدم!(دروغ نبود، مبالغه بود!)

یکی از دوستام هم میگفت خانمه ایرانیه با یه خانم عرب دعواش شده بود بهش گفت: انت حمار!

چند بار این صحنه رو دیدم که خادم های حرم ها از دست ایرانی ها به مرز جنون رسیدن، بس کم  بعضی ایرانی ها حرف گوش نمی کردن و انگار صاحب یه جایی باشن می چسبیدن و انگار نه انگار که میشنون و البته می فهمن که خادم بیچاره چطور دست و پاشکسته ایرانی حرف میزنه باشون!

خب آخه این چه کاریه؟ بعد میگیم عرب ها بی فرهنگن!

عراقی ها لهجه ی خیلی بامزه و عجیبی داشتن.با بعضی هاشون که عربی فصیح بلد بودن کمی میتونستم حرف بزنم اما حرف بقیه رو یا اصلا نمی فهمیدم یا خیلی کم!

عراقی ها شیرینی های خیلی خفنی داشتن که هنوز حسرت خوردنشون به دلم مونده، اخه بهمون گفته بودن نخرید!

یک بار من و شوهرم سوار مینی بوس شدیم که فهمید ایرانی هستیم ازمون پول نگرفت،2 بار هم دوستم رفته بود نون خریده بود پول نگرفته بود: حلال، حلال...

عراقی ها واقعا خیلی تو شرایط سختی دارن زندگی می کنن و البته مثل خیلی دهاتی های ما(یه ذره بیشتر) کثیف بودن...روزانه 6-7 ساعت قطعی برق دارن...و داغ بلاهایی که صدام سرشون آورده هنوز رو دلشون سنگینی می کنه...حتی هنوز جای گلوله هایی که در انتفاضه ی شعبانیه(انشاالله بعدا در مورد اون هم می نویسم) شلیک شده رو روی یکی از سنگ ها ی حرم نگه داشتن...

در کل شهرهاشون مثل دهات های ما بود...

ظاهرا قبل از جنگ هر دینار عراق 3 دلار بوده اما الان با تومان ما تقریبا برابره...

برعکس تصوری که خیلی ها دارن رفتار اشون با ایرانی ها خوبه(بجز لب مرز که در کل اصلا نظم کاری ندارن و احتمالا به دلایلی که به راحتی نمیشه ازشون سر درآورد) و خیلی ها، بخصوص نجف و کربلا در حدی که کارت راه بیفته فارسی بلد بودن.

مردهاشون هم به نظرم از عربستانی ها کمتر چشم چرون بودن و خیلی هم خانواده دوست بودن!

ببخشید اینقدر طولانی شد

التماس دعا

یاحق 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه ششم مهر 1390 و ساعت 13:47 |
هو

داشتم به این فکر میکردم که...

می دونید...؟! داغ پدر و مادر خیلی سخته...بخصوص اگه برای یه خانم باردار باشه...بخصوص اگه اون خانم و اهلش غریب باشن و کلی بهشون ظلم بشه...بخصوص اگه این ظلم ها و این جهل ها روی هم جمع شن و به دین هم لطمه بزنن...


می دونید...؟! وقتی توی مدینه، توی مسجد پیامبر ، گریه می کنی بهت با تعجب نگاه می کنن...انگار که دیوونه ای...

داغ پدر سخته...خیلی سخت...بخصوص برای یه خانم باردار...بخصوص اگه همسایه ها معنی گریه رو نفهمن...

ما ها هیچ وقت حتی یک دهم اون داغ رو نمی فهمیم...که حتی اگه بفهمیم و نچشیم نفس کشیدن برامون سنگین میاد...

بمیرم برات مادر...

این روزها...روزهای تنها شدن پدرمونه...دیگه کم کم بابا باید سر به چاه ببره و گریه کنه از... از خیلی چیزها...

همیشه می ترسم از گفتن بعضی جملات...فقط فکر میکنم...بغض می کنم...گریه می کنم...


التماس دعا-یاحق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:18 |
هو

سلام...

این روز ها دوست دارم خرخره بجوم...خرخره ی خیلی ها رو...امیدوارم این چند وقت بدون دردسر بگذره!


الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا ...

استقامت هم به حرف نیست!گاهی حق رو یه بچه هم میتونه بفهمه ولی هوای نفس و غرور جلوی اون استقامت رو میگیره...

زبونم بسته است...دارم خفه خون میگیرم...

فقط امیدوارم دشمن شاد نشیم... همین...

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:40 |
هو


چقدر پول می گیری تا این چرندیات رو در مجلس امام حسین بخونی و ملت هم عین ... (فکر کنم حتی گوسفند یکم بتونه دو دوتا چهار تا کنه!)باهات همراهی کنن و سینه بزنن:


تو ذکرها فقط یاحسین مُده               هرچی غیر از این گشته دِمُده!

هرشب به شما من تک می زنم          تو جواب ندی، پیامک می زنم!

بگو خجالت نکش ، تو به دوستت مگه تک نمی زنی؟ امام حسین از دوستت که کمتر نیست!


بعد ادعامون هم می شه که ما اهل کوفه نیستیم...کوفی نبودن شعور میخواد، شور با شعور میخواد...

-------

راستی نگفتی...از کی پول میگیری اینا رو بخونی؟

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه هفتم دی 1389 و ساعت 9:58 |

هو

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة

علی ابن ابی طالب

علیه السلام

الحمدلله الذی هدینا لهذا و ما کنّا لنهتدی لو لا أن هدینا الله

چه زیباست دینی که با او تکمیل شود و نعمتی که با او تمام؛

و جه مهربان خدایی که به وسیله ی او از مسلمانی ما راضی گردد...

شاکرم که محبتش را در دل هامان قرار داد و ما را در مسیر ولایتش نهاد...

معاشر الناس!

فضّلوه.

ما من علم الّا و قد أحصاه فیّ،و کلّ علمٍ عُلّمتُ فقد أحصیته فی إمام المتّقین،

و ما من علمٍ الّا و قد علّمتُه علیّا،

و هو الامام المبین

الذی ذکره الله فی سورة یس:

و کل شیء أحصیناه فی امام مبین

معاشر الناس...

(گرفتی چی شد؟!به عمق فاجعه پی بردی؟!می ترسم بد توضیح بدم ضایع بشه!)

کاش وقت داشتم بیشتر می نوشتم از خطبه ی غدیر...این غدیر مظلوم...

خدایا چی میشه عید غدیر دیگه رو با حضور مولامون جشن بگیریم...آی جشن بگیریم ها...!

خدا کنه...

عیدتون مبارک

التماس دعا-یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در پنجشنبه چهارم آذر 1389 و ساعت 13:13 |
هو

سلام

عیدتون پیشاپیش مبارک!

دمبتون هم پیشاپیش ۳ چارک!

به رسم سنت حسنه ی سال های پیش و با ایمان به عیدی دادن سادات به عام، و تعطیلی روز قبل عید و روز عید و روز بعد عید، اینجانب مجبور شدم عیدی دوستان را همینجا بگذارم که دانلود کنند،باشد که رایانه شان پر برکت گردد!

که متاسفانه هر کاری کردیم یک تراول ۵۰ هزار تومانی آپلود کنیم نشد که نشد!

امید است سالهای آتی به چنین مشکلی بر نخوریم.

البته اگه به من بود نهایتا ۵۰۰۰ تومانی میذاشتم، پیشنهاد دوستم بود که تراول بذارم که اون هم توفیق نشد!


حالا گذشته از شوخی دریابیم عید غدیر رو و خیلی در بند مال و منال دنیا نباشیم!!!

التماس دعا

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه دوم آذر 1389 و ساعت 14:21 |

هو

ولایت...

 

 

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه بیست و نهم آبان 1389 و ساعت 15:16 |
هو

سلام


ببین ما چقدر بی لیاقتیم!

پریشب از مشهد برگشتیم چون شوهرم ماموریت داشت!

دیروز توی قطار زنگ زدن که ماموریتت لغو شده!


امام رضا تبلدت مبارچ!

الهی من قربونت برم هوامون رو داشته باشی ها!


پ.ن1:

محمد طه ی 4 ساله که توی این سفر همراه ما بود و بسیار به ما دل بست و بهش دل بستیم و جمعه تولدشه،وقتی از زیارت وداع با پدرش برگشت داشت گریه می کرد و می گفت من دلم برای امام رضا تنگ شده!

گریه می کرد ها...!

پ.ن2:

اگه کسی این پست رو امروز می خونه که مشهده ، بره از طرف من زیارت!

در صورتی که این کار رو بکنه و به 10 نفر دیگه هم بگه ، تا ساعت 14:37 امروز حاجت خودش رو میگیره! وگرنه راس ساعت 12 ظهر بلای سهمگینی بهش نازل میشه!!!(پیشگویی منطقی ای بود، نه؟!!!)

پ.ن3:

اگه دوستان برای 2 جفت از دوستان دیگه دعا کنن خوشحال میشیم!خیلی...!

آدم صد بار سکته کنه ولی به این حال و روز نیفته! که سخت ایمان در خطره!(قابل توجه جفت اول: این جمله ی آخر ایهام داشت!) :دی



+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 و ساعت 11:2 |
هو

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد            دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت خط ننوشت             به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

چه می کنه این شعر!

سلام

عیدتون مبارک!

دمبتون 3 چارک!

راستی شعر بالا از خودم بود ها!!!(پارادوکس دروغگو:من هیچ وقت دروغ نمی گم!!!)

داداش فسقلیه ام الان مشهده!خوش به حالش!

:(



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه نوزدهم تیر 1389 و ساعت 14:51 |
هو

سلام

يه خبر جديد اينكه خوشبختانه ظاهرا غزه تا زماني كه جام جهاني فوتبال تموم نشده آزاده!

ميتونيم با خيال راحت بشينيم فوتبال تماشا كنيم!

بعد بگين فوتبال سياسي نيست!

التماس دعا-ياحق


+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه پانزدهم تیر 1389 و ساعت 19:24 |
هو

سلام به همه!

عیدتون مبارک!

دمبتون...!

علی الخصوص به همسرم و تمام پدر هام و پدر اصلی ام تبریک می گم!

انشاءالله توی این عید قشنگ عیدی تون رو از مولود کعبه بگیرید!

یکی از عیدی هاتون هم انشاءالله این باشه که برید شکاف کعبه رو که بخاطر ولادت حضرت هست ببینید!

اگر در گیر امتحانات نبودم شاید بهتر پست می ذاشتم!

عذر تقصیر!

التماس دعا

یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه پنجم تیر 1389 و ساعت 11:56 |

هو

سلام.خوبین؟خوشین؟سلامتین؟خانواده خوبن؟سلام برسونید!!!

امیدورام نماز جمعه ی دیروزتون مقبول باشه(البته اگه رفتین!اگه نرفتین هم پس چیکار کردین؟!)

برنامه "دیروز امروز فردا "ی پنجشنبه رو دیدین؟

اولش که دیدم 2 تا مداح آوردن پیش خودم گفتم که چی؟دیگه برنامه اش خز شده!

ولی یه ذره که گذشت دیگه "ای وَل ، ای وَل" ها در آمد!

به نظرم جالب بود کارشون...هر دفعه که مسئول می آوردن معمولا بخاطر ترس از دست دادن ریاست خیلی واضح حرف نمی زدن...ولی ایندفعه چون از هیچکسی نمی ترسیدن، خیلی حرف های خودمونی جالبی زدن!

یه شعر هم حاج سعید خوند که خیلی خوشم اومد، یه چی تو این مایه ها که:

شد جهان منقلب از آمدن شاگردی                 وای بر حال شما گر برسد استادش!

خلاصه(!) برنامه ی جالبی شده بود!

 

 

تازگی ها نمی دونم  برنامه ریزی شده است  یا تصادفیه، یه مقداری فیلم های خوب و معنا دار و غیر جلفمون زیاد داره می شه...

اگه برنامه ریزی شده است که خدا رو شکر بالاخره بعضی ها به فکرشان زد که فیلم خوب را پشتیبانی کنند!

اگه هم تصادفیه، نشون دهنده ی خستگی مردم و اهل سینما از دیدن و ساختن فیلم هجو و بیخوده، که خب نشونه ی خوبیه،خداوند ان شاء الله آمار تصادفات را بالا ببرد!

 

التماس دعا- یاحق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه پانزدهم خرداد 1389 و ساعت 12:12 |
هو

سلام

اولا این عید زیبا رو به همه تبریک می گم!

ثانیا روز مادر و زن رو به تمام زنان پاکدامن(!)تبریک می گم!

ثالثا بیایم دعا کنیم ولادت مادرمون رو از این به بعد با درک حضور صاحبمون جشن بگیریم!

چه کیفی می ده ها، خودمونیم!


رابعا:
اولا پیشاپیش وفات امام عزیزمون رو تسلیت می گم!
ثانیا بنده به عنوان یه بنده ی حقیر(!) شما رو به نماز جمعه ی زیبای فردا دعوت می کنم! إن شاءالله بترکونن ملت!!!

التماس دعا-یا حق


+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 و ساعت 10:59 |

هو

سلام دوستان

توی ویلاگ "دوستی کی فراموش شود" این شعر رو خوندم...

چون قشنگ بود گذاشتم:

***


هميشه با خودم ميگفتم

سكوت بهتر است

ولي كنون
كه خشم موجها و غرش ندايشان

به گوش هر جهاني و جهانيان رسيده است

به پيشواز آن نداي آسمان
كه گفت : يادشان به هرطريق جاودان
منم كه قفل هر سكوت بر دلم
شكسته ام
و بانگ ميكشم به گوش هر حراميان

كه مرگتان

و مرگ بر وجودتان
---------------
پيشكش به كودكان غزه كه اسير به دنيا مي آيند ولي در دلشان آزادي موج مي زند

***

به امید آزادی هر چه زودتر فلسطین...

آمین، یا رب العالمین

التماس دعا-یاحق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 و ساعت 13:15 |